امیدواری ؟!

خرید بک لینک
مهم ترین اتفاق این یک هفته گذشته مسلما صحبت های میدانی با مردم روی خیابان جمهوری بود . از کارگر آن کارگاه کفاشی که فلاکت و ناامیدی از سر و رویش میریخت تا آن پیرمردی که با دیدن اکیپ ما گفت : خداوند شما جوان ها را حفظ کند .قرا بر این بود برویم و رای ها امیدواری ؟!...

ما را در سایت امیدواری ؟! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 67 تاريخ: جمعه 29 ارديبهشت 1396 ساعت: 21:58

همه ما مشکل هایی داریم , چیزایی داریم که باهاشون سر و کله میزنیم و همه ی ما ...شب ها با خودمون میبریمشون خونه , صبح ها با خودمون میاریمشون سر کار .فکر میکنم که این بی نوایی , این درک , این تفکر , دستخوش امواج دریا شدن بدون هیچ اطمینان و امنیتی , وقتی امیدواری ؟!...

ما را در سایت امیدواری ؟! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 128 تاريخ: دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 22:37

مثلا یه برادر یا خواهر بزرگتر داشته باشی و قرار باشه یه عروس یا داماد به جمع خانواده اضافه شه , این رو هم به مفروضات اضافه کنیم که فرد مذکور رو قبلا ندیدیم و قراره برای اولین بار تو جمع خانواده ببینیم . بعد بیایم واسه این که اون فضای احتمالا خشک یکم امیدواری ؟!...

ما را در سایت امیدواری ؟! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 77 تاريخ: شنبه 16 ارديبهشت 1396 ساعت: 20:47

همایشی برگزار شده بود از طرف کانونی که توش فعالیت میکنم . کادر اجرایی همایش رو جمعی از بچه های دانشگاه های مختلف که این کانون رو دارن تشکیل داده بودن و به هممون یه جلیقه قرمزبدرنگ داده شده بود که از بقیه شرکت کننده ها مشخص باشیم. تعداد خوبیشونو تقریبا میشناختم ، با بعضیاشون هم صمیمی بودم. اما دو سه تا دختر تو جمعشون بود که تا اون موقع ندیده بودمشون ، نگاهی گذرا بهشون کردم و رفتم سراغ کار خودم . امیدواری ؟!...

ما را در سایت امیدواری ؟! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 70 تاريخ: جمعه 8 ارديبهشت 1396 ساعت: 5:26

صفحه بندی